ثارالله

  • خانه 

چند عمل که عمر را زیاد میکند.

23 مرداد 1398 توسط فرحناز شهبازي مجردگيلاني

​﷽

✅چند عمل که عمر را زیاد میکند
1⃣ «نیکی به والدین و صله‌رحم»

?پیامبراکرم (ص)فرمودند: ای فرزند آدم!

به پدر و مادرت نیکی کن و صله‌رحم داشته باش تا خداوند، کارت را آسان و عمرت را طولانی بگرداند.
2⃣ «زیارت امام حسین علیه السلام»

? امام صادق(ع) فرموده است: زیارت امام حسین(ع) را رها نکن و دوستان خود را هم به آن سفارش کن که در این صورت، خداوند عمرت را طولانی و روزی‌ات را زیاد می‌کند.
3⃣«صدقه دادن»

?امام باقر (ع) فرمود: کار خیر و صدقه، فقر را می‌برد، بر عمر می‌افزاید و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور می‌کند.
4⃣«وضو گرفتن»

?پیامبراکرم (ص) می‌فرماید: وضو 

زیاد بگیر تا خداوند، عمرت را زیاد کند.
5⃣«اعمال سه‌گانه»

?امام صادق(ع) می‌فرماید: سه چیز است که اگر مؤمن از آنها مطلع شود، باعث طول عمر و دوام بهره‌مندی او از نعمت‌ها می‌شود: طول دادن رکوع و سجده ، زیاد نشستن بر سر سفره‌ای که در آن دیگران را اطعام می‌کند و خوش رفتاری‌اش با خانواده.
?الفردوس ج۵ ص ۲۸۲ 

?کامل الزیارات ص۲۸۶

?ثواب اعمال ص۱۴۱

?امالی مفید ص۶۵ حدیث۵

?کافی ج۴ ص۴۹

 نظر دهید »

نظر اجنه درباره آیت الله بهجت(رحمت الله)

23 مرداد 1398 توسط فرحناز شهبازي مجردگيلاني

#نظر_اجنه_درباره_آیت_الله_بهجت❗️

#خاطره_منتشر_نشده

? یک بار بچه‌های کوچک کتابی خوانده بودند و خیلی از جن وحشت کرده بودند . آیت الله بهجت به بچه‌ها فرمودند : بیایید با شما کار دارم . دیدم آقا به آن‌ها فرمودند: جن ترس ندارد ، آن‌ها کاری به مومن ندارند .

? ایشان گفتند:"من خودم وارد منزلی شدم(منزل عمویشان در کربلا) خواستم بروم داخل اتاق، صاحبخانه گفت: آن‌جا نرو جن دارد. گفتم: باشد به من کاری ندارند. رفتم داخل اتاق دراز کشیدم ، عمامه‌ام را پهلوی خودم گذاشتم و عبایم را روی سرم کشیدم.

? پاسی از شب که گذشت ، صدای پای آن‌ها را بیرون در اتاق می‌شنیدم. یک دفعه احساس کردم که یکی از این پاها به در اتاق نزدیک شد. از پنجره خودش را بالا کشید و داخل اتاق را نگاه کرد. دید که من اینجا خوابیدم و عمامه‌ام کنارم است. رفت به آن‌ها گفت: برویم #این_آدم_لشکر_خداست.”

#نظر_اجنه_درباره_آیت_الله_بهجت ?

 نظر دهید »

داستانی واقعی از نامه نگاری مردی روستایی با امام زمان (عج)

23 مرداد 1398 توسط فرحناز شهبازي مجردگيلاني

​﷽

?داستان واقعی نامه نگاری مرد دهاتی با امام زمان عج 
✍اسمش علی بود و از سادات، صدایش می کردند آ سید علی، دهاتی بود و کم سواد، اما عجيب صفای باطنی داشت، همشهری و هم دهاتی همین شیخ حسنعلی نخودکی خودمان. خودش تعریف می کند جمعه صبحی اول طلوع خورشید به بالای تپه ای رفتم کنار چشمه ای و عریضه ای، نامه ای،نوشتم برای امام زمانم که آی آقا جان! سنم دارد بالا می رود و هنوز صاحب فرزندی نشدم…
کاغذ را که نوشتم پرت کردم سمت چشمه، باد گرفت و نامه را چسباند به عبایم، دو سه باری آمدم کاغذ را به داخل چشمه بیاندازم اما هر بار نمی شد، به دلم افتاد کاغذ را بردارم و بخوانم، برداشتم، نگاه كردم ديدم كه جواب من همان وقت آمده است؛ قبل از اينكه به آب برسد؛ داخل کاغذ نوشته است: خداوند دو فرزند نصيب شما مي‏كند كه يكي‏ از آن ها منشأ خدمات خواهد بود.
? قربانشان رَوَم برایشان فرقی نمی کند مدیر باشی، تاجر باشی یا یک روستایی بی سواد، دلت که پاک باشد تحویلت می گیرند و آبرومندت می کنند،در این قحطیِ محبت یک رفيقِ بی غلُّ غش می خواهند امام زمان تا رفاقت را در حقش تمام کنند. چقدر نگاه زهرایی تان را می خواهم آقا جان 
دلم برایِ کسی می تپد بیا ای دوست 

بیا که من به تو بیش از همیشه محتاجم 
?برداشتی آزاد از سخنان استاد 

اخلاق شیخ جعفر ناصری 

 نظر دهید »

مورچه و سلیمان نبی علیه السلام

23 مرداد 1398 توسط فرحناز شهبازي مجردگيلاني

​﷽

?مورچه و سليمان نبي(ع)
✍روزي حضرت سليمان(ع) در كنار دريا نشسته بود، نگاهش به مورچه اي افتاد كه دانه گندمي را با خود به طرف دريا حمل مي كرد. سليمان همچنان به او نگاه مي كرد كه ديد او نزديك آب رسيد. در همان لحظه قورباغه اي سرش را ازآب بيرون آورد و دهانش را گشود. مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه درون آب رفت. سليمان مدتي در اين مورد به فكر فرو رفت و شگفت زده فكر مي كرد. ناگاه ديد آن قورباغه سرش را از آب بيرون آورد و دهانش را گشود. آن مورچه از دهان او بيرون آمد ولي دانه گندم را همراه خود نداشت. 
سليمان(ع) آن مورچه را طلبيد و سرگذشت او را پرسيد. مورچه گفت: «اي پيامبر خدا! در قعر اين دريا سنگي تو خالي وجود دارد و كرمي درون آن زندگي مي كند. خداوند آن را در آنجا آفريد. او نمي تواند از آنجا خارج شود و من روزي او را حمل مي كنم. خداوند اين قورباغه را مأمور كرده مرا درون آب دريا به سوي آن كرم حمل كرده و ببرد. اين قورباغه مرا به كنار سوراخي كه در آن سنگ است، مي برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ مي گذارد. من از دهان او بيرون آمده و خود را به آن كرم مي رسانم و دانه گندم را نزد او مي گذارم و سپس باز مي گردم و به دهان همان قورباغه كه در انتظار من است وارد مي شوم. او در ميان آب شنا كرده مرا به بيرون آب دريا مي آورد و دهانش را باز مي كند و من از دهان او خارج مي شوم.
سليمان به مورچه گفت: وقتي كه دانه گندم را براي آن كرم مي بري آيا سخني از او شنيده اي؟ مورچه گفت: آري. او مي گويد:
اي خدايي كه رزق و روزي مرا درون اين سنگ در قعر اين دريا فراموش نمي كني، رحمتت را نسبت به بندگان با ايمانت فراموش نكن.(1) « و چون انسان را نعمت بخشيم روي برتابد و خود را كنار كشد و چون آسيبي بدو رسد دست به دعاي فراوان بردارد.»(2)

?(1)- داستان انبیاء

?(2)-سوره فصلت - آيه۵۱

 نظر دهید »

کجای قرآن از علی علیه السلام گفته است

23 مرداد 1398 توسط فرحناز شهبازي مجردگيلاني

​? کجای قرآن از علی (علیه السلام) گفته است❗️

روزی معاویه وارد مکه شد، گروهی بر معاویه وارد شدند و گفتند : 

آیا می دانی که ابن عباس تفسیر قرآن می کند؟
معاویه گفت: خب ابن عباس پسر عمه ی پیغمبر بوده، او از هاشمیان است!

 اگر او نکند چه کسی تفسیر کند؟!
گفتند: آیات را به نفع علی بن ابیطالب تفسیر می کند و ما از این  قضیه شاکی هستیم!
معاویه گفت: خودم رسما وارد مجلس می شوم و جمع شان را بر هم می زنم.

 معاویه وارد مجلس تفسیر ابن عباس می شود، 

ابن عباس با چنان کیفیتی تفسیر آیات می کرد که معاویه هیچ جای اعتراضی برخود ندید!

بعد از مجلس، معاویه رو به ابن عباس کرد و گفت:

ابن عباس تو تفسیر آیات می کنی یا فضائل علی بن ابیطالب را بازگو می کنی؟!
?ابن عباس گفت : 

معاویه به من بگو کجای قرآن است که فضائل علی بن ابیطالب نیست؟

 از خودت هم سوال می کنم جواب می دهی؟
“انَّما اَنتَ مُنذِرُ و َلِکُلِ قَومِ هاد" 

این آیه برای کیست معاویه؟
معاویه گفت : 

رسول خدا فرمود ؛ منذر این امت منم و هادی وجود علی بن ابیطالب است!

ولی ابن عباس حتما باید این آیه را بخوانی؟!
?ابن عباس گفت : 

“اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا" 

بگو این آیه برای کیست معاویه؟
معاویه گفت : این هم قصه ی طهارت و عصمت علی بن ابیطالب و اهل بیتش است، درست! 

ولی حتما باید این را بخوانی؟
?ابن عباس گفت :

 "اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَالَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوهَ وَ یُوتونَ الزَّکوةَ وَ هُم رکِعون”

 معاویه این آیه برای کیست؟
معاویه گفت : زمانی که علی بن ابیطالب انگشتر در راه خدا داد این آیه بر حق علی نازل شد، قبول دارم! 

ولی حتما این را باید بخوانی؟
?ابن عباس گفت : 

“عَمَّ یَتَساءَلون عَنِ النَّبَاِ العَظیم" 

معاویه بگو این آیه در حق کیست؟
معاویه گفت : رسول خدا فرمود ؛ خبر عظیم علی بن ابیطالب است که هم مردم از او می پرسند و هم من از علی خواهم پرسید، 

ولی ابن عباس حتما باید این را بخوانی؟
?ابن عباس گفت :

 "وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا”

 بگو ببینم این آیه برای کیست؟
معاویه گفت : پیغمبر فرمود ؛ حبل الله علی بن ابیطالب است دست به دامن علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه میشوید. 

ولی باید همین را تفسیر کنی؟
?ابن عباس گفت : 

“کَفی بِاللهِ شَهیدا بَینی وَ بَینَکُم”

 این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه گفت : این قصه قصه ی علم علی بن ابیطالب است که خدا همه ی علم جاری را در سیره ی او تعریف میکند، 

ولی لازم است حتما این را بخوانی؟
?ابن عباس گفت : 

“قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا و َأَبْنَاءَکُمْ و َنِسَاءَنَا و َنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ" 

بگو به من که این آیه برای کیست؟
معاویه گفت : این هم ماجرای مباهله با اهل نجران است که خدا در این آیه علی بن ابیطالب را نفس پیغمبر میخواند،

 ولی برای مردم حتما باید همین را بخوانی؟
?ابن عباس گفت : 

“ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع”

 این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه گفت : روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت این سخنان از خودت بود یا از خدا؟ 

پیغمبر فرمود امر رسالت بود ، 

 شخص رو به پیغمبر کرد و گفت ؛ به خدا بگو بر من عذاب وارد کند که تحمل ولایت علی را ندارم

 و خداوند جلوی همگان دشمن علی را هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم ! آیا باید فقط همین آیه را بخوانی؟
?ابن عباس گفت : 

“یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک" 

این آیه دیگر برای چیست معاویه؟
معاویه گفت : این هم ماجرای ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب است قبول دارم!

 ولی این را حتما باید بازگو کنی؟
?ابن عباس گفت :

 "اَلیومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم”

 معاویه به من بگو این دگر برای کیست؟
معاویه گفت : این آیه هم اکمال دیانت در پرتوی ولایت علی بن ابیطالب است.

 ولی آیه ای دیگر بخوان نه این را !
? ابن عباس از جا بلند شد و گفت:
معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که فضل علی بن ابیطالب نباشد؟! 

کجا را بخوانم که از علی بیان نشده باشد؟!
معاویه گفت : اصلا ابن عباس بخوان:

 "اِذا زُلزِلَتِ الارض زلزالها 
ابن عباس گفت: این آیه هم فضل علی بن ابیطالب است!
معاویه گفت : علی در این آیه دگر چه می کند ابن عباس؟!
?ابن عباس گفت : 

نشنیدی بعد از رسول خدا یک سال نگذشته بود که زلزله ای بر مدینه آمد که همه ی مردم از شدت وحشت از خانه به در شده بودند

 و علی در میانشان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش را بر زمین کوبید و فرمود: 

زمین ! ابوتراب بر تو امر می کند آرام گیر!
 معاویه که از غضب بر خود می پیچید گفت:

ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود…

?بحار الانوار ج ۴۴ ص ۱۲۵
ﷺ❥قرآنی۞طه۞❥ﷺ

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 12
  • 13
  • 14
  • ...
  • 15
  • ...
  • 16
  • 17
  • 18
  • ...
  • 19
  • ...
  • 20
  • 21
  • 22
  • ...
  • 47
تیر 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

ثارالله

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اخلاقی
  • مهدویت
  • ولایت
  • گام دوم انقلاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس